
سوال اول
جناب استاد، لطفاً در ابتدا خودتان را برای مخاطبان معرفی کنید و بفرمایید چه علاقهای یا تجربهای باعث شد وارد این حوزه علمی شوید و مسیر آکادمیک شما چگونه شکل گرفت؟
من دکترای فلسفه از واحد علوم و تحقیقات هستم. علاقه من به رشته فلسفه از دوران کارشناسی در دانشگاه تهران شکل گرفت. مهمترین عامل در این مسیر، حضور اساتید ارزشمندی چون مرحوم دکتر عالمی بود که حضور پررنگ، وجود نافذ و قدرت کلامشان بر روح و جان دانشجویی چون من اثر گذاشت. البته در تمام دوران تحصیل، به نوعی مطالعاتی در حوزه فلسفه داشتم. کتابهای داستایوسکی، ماکسیم گورکی و شهید مطهری همیشه بهترین همدم من بودند و از خواندن آنها لذت میبردم. همین دست مطالعات تا حد زیادی در موفقیت من در حوزه فلسفه تأثیر گذاشت. سالهاست که به جهت شرایط خاصی که در دانشگاه برای من وجود داشت، فقط میتوانستم در دروس عمومی و غیر فلسفه تدریس کنم، اما هر جا فرصت شد، اطلاعات فلسفیام را در اختیار علاقهمندان قرار دادم.
سوال دوم
علاقه پژوهشی شما در چه زمینهای متمرکز است و مهمترین پژوهش یا دستاورد علمی شما که بیشترین تأثیر را در حوزهتان گذاشته، چه بوده است؟
در حوزه فلسفه دین، منطق و عرفان هم مطالعه و تحقیق میکنم. مباحث معرفتشناسی و کتابهای کلامی جزو جذابیتهای فکری من است. در ارتباط با دروس مورد تدریس، بیشتر مباحث کلامی را دنبال میکنم و در فلسفه غرب به مباحث فلسفه قارهای و اگزیستانسیالیسم توجه دارم که البته تا حدی مرهون راهنماییهای استاد عزیزم آقای دکتر داوری هستم. ایشان در تمام دوران تحصیل استاد من بودند و در انتخاب موضوع رساله دکتری یاریم نمودند. در واقع موضوع رساله دکتری من بخشی از آثار ژان پل سارتر، فیلسوف معروف اگزیستانسیالیستی، میباشد. ناگفته نماند که در حوزه فلسفه اسلامی بسیار مرید شهید مطهری هستم و به نظرم ایشان فلسفه اسلامی را با آن همه عمق و وسعت، بهصورت روشن و رسا بیان کردهاند.
سوال سوم
از نگاه شما، بزرگترین مسئله یا نیاز پژوهشی امروز در رشته شما چیست و پژوهشگران باید به کدام موضوعات با اولویت بپردازند؟
پاتنام، فیلسوف علم، بر این باور است که در آینده، علوم مرتبط با کامپیوتر، قیاس و علوم ریاضی و منطق طرفداران بیشتری خواهند داشت و نسبت به علوم فیزیک و زیستشناسی پیشرفت بیشتری خواهند کرد. پس منطق جایگاه خود را باز مییابد. فلسفه بهجهت جهانبینی، وسعت دید و ایجاد فضای باز برای تفکر انتقادی، بسیار مطلوب است و در جوامع ما که در حال گذار به ساحت دیگری هستند، میتواند راهگشا باشد. اما واقعیتهای جامعه بسیار با آنچه باید، فاصله دارد. امروزه فلسفه جایگاه خود را از دست داده است، در حالی که اگر در حوزه فرهنگ، علم و در میان مسئولان جامعه مورد توجه قرار گیرد، قطعاً پلههای پیشرفت و تعالی اخلاقی درنوردیده خواهد شد.
سوال چهارم
بسیاری از جوانان امروزی علاقهمند به ورود به مسیر آکادمیک و پژوهش هستند. از نگاه شما، یک جوان جویای علم باید چه ویژگیها و آمادگیهایی داشته باشد تا در این مسیر استوار بماند؟
در عصری زندگی میکنیم که جوانان آزاداندیش و مطالبهگرند و در حوزه پژوهش، همین دو عنصر رمز موفقیت و پیروزی است. جوان امروز میتواند بدون اینکه امری به او تحمیل شود، تصمیم بگیرد به چه سمتی برود، اما از الگوهای علمی و اخلاقی فاصله نگیرد و علیرغم وضعیت نامطلوب جامعه، از اهداف خود دست نکشد. من به دانشجوها توصیه میکنم بهترین نسخه خود باشند و بدانند که تلاش و پشتکار نتیجه میدهد؛ پس آینده خود را با همت عالی خود بسازند و ناامید نشوند. جامعه سالم و موفق حاصل اراده راسخ و تحقیقات علمی جوانان در عرصه علم، فرهنگ و اقتصاد است. به قول ارسطو یا یاسپرس، اگر هم بخواهیم فلسفه را رد کنیم، باید تفکر فلسفی داشته باشیم؛ پس نقد و بررسی جامعه و جهان نیاز به نگاه فلسفی، تفکر انتقادی و آزاداندیشی دارد. اگر پژوهشها در جهت تحلیل مسائل انسانی و جهانی، بدون محدودیت پیش بروند و دانشجوی پژوهشگر بتواند بدون نگرانی و فشار جریانات اجتماعی تحلیل کند و تحقیقات خود را آزاد و بدون جهتدهی اعتقادی خاصی انجام دهد، رسالت خویش را انجام داده و قطعاً تحول بزرگی در جامعه ایجاد نموده و جامعه سالمتر و بانشاطتری خواهیم داشت. همه این امور در صورتی محقق میشود که مسئولین تسهیلات را در جامعه فراهم کنند.
سوال پنجم
به عنوان یک استاد دانشگاه، مهمترین چالشی که در تدریس و تعامل با دانشجویان مشاهده میکنید چیست؟ نسل دانشجویان امروز چه ویژگیها و تفاوتهایی نسبت به گذشته دارد؟
جوان امروز با انباشت اطلاعات روبهروست. در فضای مجازی و در مواجهه با سیل دادههای رسانههاست و آگاهی بیشتری نسبت به محیط اطراف خود دارد، لذا سوالات و شبهات بیشتری نسبت به امور اعتقادی و باورهای سنتی و مذهبی خود دارد. باید فضایی مهیا شود که بهراحتی بتواند بپرسد و استاد بدون نگرانی پاسخ دهد. در امور اعتقادی و دروس معارفی با خیل عظیمی از دینگریزی جوانان روبهرو هستیم و موانع و محدودیتهایی که از سوی نهادهای مذهبی جامعه هم بر استاد و هم بر دانشجو اعمال میشود، اجازه بحث و گفتوگوی سازنده و راهگشا نمیدهد و همین است که سالهاست در همانجا که بودهایم، هستیم.
سوال ششم
بسیاری از دانشجویان پس از فارغالتحصیلی با نگرانی از آینده شغلی مواجه میشوند. شما چه توصیهای برای اتصال دنیای آکادمیک به بازار کار دارید؟
فضای علمی نباید دغدغه آینده شغلی را در خود داشته باشد. اگر جامعه به سمت درستی مدیریت شود، این نگرانیها کمتر خواهد شد. در دنیای دانشگاهی باید علوم مهارتی و فنی بیشتر مورد توجه قرار گیرد. علوم کاربردی باید به سمتی برود که بتواند مشکلات جامعه را برطرف کند. نگاه فلسفی در حوزه علمی میتواند کمک مؤثری باشد. افلاطون مهمترین نهاد جامعه را آموزش و پرورش میدانست و برای مدیریت درست این نهاد و تربیت مسئولین آن، معیارهای خاصی ارائه نمود. وی معتقد بود حاکم جامعه باید فیلسوف باشد. پس اگر تفکر عمیق فلسفی و تهذیب نفس و اخلاقیات مدار جامعه قرار گیرد، قطعاً در همه حوزههای زندگی و حتی در حوزه اقتصاد و بازار کار هم شاهد موفقیت خواهیم بود.
سوال هفتم
نظام آموزش عالی کشور در سالهای اخیر با نقدها و چالشهایی روبهرو بوده است. از نگاه شما، مهمترین نقاط ضعف و قوت دانشگاههای ما چیست و چه اصلاحی نیاز است؟
نظام آموزش عالی کشور تحت تأثیر فضای سیاسی و اقتصادی جامعه بهشدت آسیب دیده و باید کارگروههایی تشکیل شود و افرادی که دغدغه علمی دارند وارد این فضا شده و مسئولیت را برعهده بگیرند. برای مثال، استادی که به سختی امور معیشتی خود را پیش میبرد، برای حقوق ناچیزی که آن هم نه بهموقع بلکه با تأخیر پرداخت میشود، باید پروسه گزینشی سنگینی را بگذراند که متأسفانه بعد علمی هم ندارد بلکه عقیدتی و مذهبی است. به نظر من، دانشگاهها فاقد امکانات برای فراهم نمودن زمینه تحقیقات علمی در رشتههای مهارتی هستند. بهعنوان مثال، مهندس کشاورزی به زمین نمیرود تا بر روی نمونههای واقعی کار کند یا مهندس کامپیوتر چون کامپیوتر ندارد فقط اطلاعات را حفظ میکند و عملیاتی نمیشود. همانطور که اشاره شد، باید سایه سنگین گزینش عقیدتی و سیاسی و رانت و رشوه و چاپلوسی برداشته شود تا جامعه بیمار بهبود یابد و سیستم معیوب و ناکارآمد آموزشی از بین برود.
سوال هشتم
با پیشرفت هوش مصنوعی و ابزارهای دیجیتال، فرایند پژوهش و تولید علم در حال تحول است. شما چگونه این تغییر را ارزیابی میکنید و استادان و دانشجویان باید چگونه با آن سازگار شوند؟
هوش مصنوعی برای من بسیار جذاب و کاربردی است. تکنولوژی ابزاری است در دست انسان که باید بداند از آن چه میخواهد. مهم است چگونه از هوش مصنوعی استفاده کنیم. در عرصه پژوهش و آموزش، توانمندی را بالا برده و کار را راحتتر مینماید. ذهن تنبل، حرفشنوی و تسلط بر فرد از تبعات منفی هوش مصنوعی است.
سوال نهم
آیا در طول مسیر علمی خود، تجربهای، خاطرهای یا الگویی داشتهاید که تأثیر عمیقی بر نگاه شما به علم و آموزش گذاشته باشد؟
الگوهای من استادانم بودند. عشق من به علم و یادگیری از کودکی پیدا بود. با این همه سابقه در حوزه آموزش که دانشجوهایی تربیت کردم که خود به تدریس در دانشگاه مشغولند، هنوز وقتی سخنرانی استادانم در دانشگاه تهران را از رسانهها میبینم، بهشدت متأثر شده و با حس افتخار به سمت آثار و تألیفاتشان میروم و حتی سخنانشان را ضبط میکنم. این اندازه اشتیاق بود که مرا به این جایی که هستم رساند.
سوال دهم
در پایان، اگر بخواهید یک پیام یا توصیه مهم به دانشجویان و پژوهشگران جوان داشته باشید، آن پیام چه خواهد بود؟
در بدو ورود من برای تدریس، با گشادهرویی با من برخورد شد. تصویر آن شخص هنوز در ذهن و جان من باقی مانده و ورود خود را به حوزه تدریس بعد از خدا مرهون لطف آن انسان وارسته میدانم. سعی کنیم تصویری مثبت، انسانی و صمیمی در ذهن دانشجو از خود به یادگار بگذاریم. ذهن دانشجو با این رفتارهاست که میتواند بهترین زندگی را برای خود بسازد. دانشجوی امروز قلب تپنده ملت و دنیای ماست و با اراده و امید میتواند تحول عظیمی در عرصه فرهنگ، علم، هنر و روابط تمدنها بهوجود بیاورد. دانشجویان امروز به دلیل شکاف نسلی با افکار ما فاصله زیادی دارند، اما خوشحال میشوم که با آنها ارتباط برقرار کنم. از توجه شما سپاسگزارم. خدایا چنان کن سرانجام کار، تو خشنود باشی و ما رستگار.
این مصاحبه به همت فاطمه زهرا شاهکلایی انجام شده است
روابط عمومی انتشارات بین المللی حوزه مشق



نظرات
0