آخرین اخبار
انتشار داستان کوتاه شاپرک نقرهای اثر بارانا محمدی سربند
شاپرک نقرهای، روایتی از امید و پیوند دوباره خانواده

داستان کوتاه شاپرک نقرهای، اثری از بارانا محمدی سربند است که با زبانی ساده و کودکانه، ماجرای گم شدن یک شاپرک در یک شب طوفانی و تلاشهای محبتآمیز خانواده و دوستان او برای یافتن و بازگشت به آغوش یکدیگر را به تصویر میکشد.
یک شب در باغچه، باد شدیدی شروع به وزیدن کرد. شاپرک نقرهای که به تنهایی روی شاخه گل نسترن نشسته بود ترسید. با خودش فکر کرد نکند باد او را با خودش ببرد! چند دقیقه بعد باد شاپرک نقرهای را به باغچه دیگری برد. او احساس ترس و تنهایی کرد. پدر و مادر و دوستانش نگران او شده بودند. آن ها دسته جمعی به دنبال او رفتند. شاپرک نقرهای روی شاخهی درختی منتظر آن ها بود. مه در باغچه باعث شد پدر و مادر و دوستانش او را نبینند. یک ساعت بعد مه تمام شد. شاپرک نقرهای فریاد زد من اینجا هستم. مادرش او را در آغوش کشید و گفت امیدوارم هیچ وقت بین ما جدایی نیفتد. پدرش و بقیه دوستانش هم خوشحال شدند و او را در آغوش کشیدند.
نویسنده : بارانا محمدی سربند
شناسه خبر : 27628
تاریخ : 1405/5/18 13:59:58
لینک خبر : https://daryaaknar.ir/sl/WsGUOM



نظرات
0