
اسدالله سالاری / روزنامهنگار
امیر قلعهنویی از مربیان شناختهشده فوتبال ایران است و سالهای موفقی در کارنامه خود دارد؛ قهرمانی با استقلال و سپاهان و حضور طولانی در سطح اول فوتبال ایران، بخش مهمی از این سابقه است. این نوشته درباره تمام دوران مربیگری او نیست؛ تمرکز بر ۱۲ سال اخیر است، دورهای که از آخرین قهرمانی لیگ او با استقلال در فصل ۹۲-۱۳۹۱ آغاز میشود.
پس از آن قهرمانی، قلعهنویی روی نیمکت استقلال، ملوان، تراکتور، ذوبآهن، سپاهان و گلگهر نشست و سپس دوباره به تیم ملی رسید. در این فاصله قهرمانی دیگری در لیگ به دست نیاورد؛ آن هم در شرایطی که در چند مقطع هدایت تیمهایی را بر عهده داشت که برای رقابت در بالاترین سطح فوتبال ایران شکل گرفته بودند.
این سابقه بهتنهایی درباره صلاحیت او برای هدایت تیم ملی حکم نمیدهد، اما در ارزیابی کارنامه امروز او نمیتوان نادیدهاش گرفت.
قلعهنویی از اسفند ۱۴۰۱ دوباره سرمربی تیم ملی شد. در جام ملتهای آسیا ۲۰۲۳، ایران تا نیمهنهایی پیش رفت، اما با شکست ۳ بر ۲ برابر قطر از رسیدن به فینال بازماند. قلعهنویی پس از آن مسابقه مسئولیت شکست را پذیرفت.
جام جهانی ۲۰۲۶ مهمترین آزمون بعدی بود. ایران برابر نیوزیلند ۲ بر ۲، مقابل بلژیک صفر بر صفر و برابر مصر یک بر یک مساوی کرد و با سه امتیاز در گروه خود سوم شد.
فرمت جام جهانی نیز برای نخستین بار به ۴۸ تیم افزایش یافته بود. دو تیم اول هر گروه و هشت تیم برتر سوم به مرحله حذفی میرسیدند. ایران در هیچیک از سه مسابقه شکست نخورد، اما در میان تیمهای سوم رتبه نهم را به دست آورد و از صعود بازماند.
سه تساوی را نمیتوان صرفاً با عنوان شکستناپذیری توضیح داد. تیمی که برای عبور از مرحله گروهی به میدان میرود، باید بتواند در مقطعی از مسابقه کنترل بازی را در اختیار بگیرد و امتیاز کامل به دست آورد.
دیدار با بلژیک نمونه قابل توجهی بود. ایران زیر فشار حریف قرار گرفت و فرصتهای محدودی برای گلزنی داشت. بلژیک ۲۱ شوت زد و پس از اخراج یکی از بازیکنانش در نیمه دوم نیز ایران نتوانست از برتری عددی برای تغییر نتیجه استفاده کند.
برابر نیوزیلند، ایران دو بار عقب افتاد و دو بار بازی را مساوی کرد. مقابل مصر نیز نتیجه یک بر یک شد. مجموعه این سه مسابقه نشان میدهد تیم ملی در حفظ نتیجه و بازگشت به بازی تواناییهایی داشت، اما در تبدیل شرایط مسابقه به برد و پیدا کردن راههای تازه برای تغییر نتیجه، محدودیتهایی وجود داشت.
این موضوع به کیفیت کار در مسابقات تدارکاتی نیز مربوط میشود. بازی دوستانه فرصتی است برای آزمایش ترکیب، شناخت بازیکنان جدید و آماده کردن راهکارهایی که در مسابقات رسمی به کار میآیند.
ایران پیش از جام جهانی برابر روسیه، نیجریه، کیپورد و ازبکستان بازی کرد و در مارس ۲۰۲۶ نیز مقابل نیجریه ۲ بر یک شکست خورد و کاستاریکا را ۵ بر صفر برد. نتیجه این مسابقات مهم است، اما ارزش اصلی آنها در میزان استفاده کادر فنی از فرصت آزمون و آمادهسازی تیم نهفته است.
تغییر نسل هم با دعوت چند بازیکن به اردو اتفاق نمیافتد. بازیکنان جدید باید در کنار نفرات باتجربه بازی کنند و پیش از رسیدن مسابقات بزرگ، تجربه واقعی حضور در تیم ملی را به دست آورند. اگر این فرایند عقب بیفتد، فاصله میان نسل فعلی و نسل بعدی بیشتر میشود.
این به معنای کنار گذاشتن بازیکنان باتجربه نیست. سن بهتنهایی معیار مناسبی برای انتخاب بازیکن نیست و رامین رضاییان در جام جهانی نمونهای از بازیکنی بود که عملکرد مؤثری داشت. مسئله، ایجاد توازن میان تجربه موجود و پشتوانهای است که باید برای سالهای بعد ساخته شود.
قلعهنویی نیز دیگر در موقعیت مربی جوانی نیست که بتوان ادامه کار او را با نیاز به تجربهاندوزی توجیه کرد. سالها حضور در سطح اول فوتبال ایران، قهرمانیهای گذشته و کار در تیمهای مختلف، سابقهای طولانی در اختیار او قرار داده است. بنابراین ارزیابی امروز او باید بر اساس عملکرد امروز باشد.
فوتبال حرفهای برای این موضوع نمونه کم ندارد. سون گوران اریکسون در مقطعی روی نیمکت لاتزیو، تیم ملی انگلستان و منچسترسیتی نشست، اما مسیر کاری او در سالهای بعد تغییر کرد و آخرین تجربه ملیاش به تیم ملی فیلیپین رسید. افتخارات گذشته بخشی از اعتبار یک مربی است، اما جایگاه آینده او را بهتنهایی تعیین نمیکند.
جام جهانی ۲۰۲۶ نمونههای تازهتری هم داشت. ۱۶ سرمربی پس از حضور در این مسابقات از تیمهای ملی خود جدا شدند؛ دلایل جدایی متفاوت بود و شامل استعفا، پایان قرارداد، برکناری یا توافق برای پایان همکاری میشد. هنگ میونگبو در کره جنوبی پس از حذف از مرحله گروهی استعفا کرد. میروسلاو کوبک در جمهوری چک، استیو کلارک در اسکاتلند و مارچلو بیلسا در اروگوئه نیز از سمت خود کنار رفتند. در مراحل حذفی، رونالد کومان از هلند، یولیان ناگلزمن از آلمان، خاویر آگیره از مکزیک، روبرتو مارتینس از پرتغال و زلاتکو دالیچ از کرواسی نیز دیگر سرمربی تیمهای خود نبودند.
در میان این مربیان، سابقههای قابل توجهی وجود داشت. دالیچ پس از ۹ سال حضور در کرواسی و رساندن این تیم به نایبقهرمانی جام جهانی ۲۰۱۸ کنار رفت. کومان نیز پس از حذف هلند از جام جهانی استعفا کرد. مارتینس هم پس از پایان کار پرتغال از سمت خود جدا شد.
این تغییرات به معنای آن نیست که هر حذف از جام جهانی باید به تغییر مربی منجر شود. شرایط فنی، اهداف و برنامه هر فدراسیون متفاوت است. اما نشان میدهد جام جهانی در بسیاری از کشورها نقطهای برای ارزیابی دوباره یک چرخه فنی بوده است.
در ایران تصمیم دیگری گرفته شد. فدراسیون فوتبال پس از جام جهانی ادامه همکاری با قلعهنویی تا جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷ را تأیید کرد و اعلام شد برنامه او برای این مسابقات نیز به فدراسیون ارائه شده است.
تصمیمهای مربوط به فهرست بازیکنان نیز بخشی از ارزیابی یک کادر فنی است. روزبه چشمی پیش از آغاز مسابقات مصدوم شد و در هیچیک از سه بازی ایران به میدان نرفت. قلعهنویی بعداً توضیح داد که ارزیابی پزشکی اولیه، امکان آماده شدن او برای بازی دوم را محتمل میدانست، اما چشمی دوباره آسیب دید. نمیتوان این اتفاق را بهتنهایی تصمیمی اشتباه دانست؛ مصدومیت قابل پیشبینی قطعی نیست. با این حال، وقتی فهرست جام جهانی محدود است، احتمال استفاده از هر بازیکن بخشی از برنامهریزی پیش از مسابقات محسوب میشود.
دنیس اکرت نیز در هر سه مسابقه روی نیمکت ماند و فرصت بازی پیدا نکرد. این مورد بهتنهایی دلیل کافی برای رد یک تصمیم فنی نیست، اما در کنار سایر تصمیمهای مربوط به فهرست و تغییرات مسابقات، بخشی از تصویری است که باید هنگام ارزیابی عملکرد کادر فنی دیده شود.
کارنامه یک سرمربی را نمیتوان با یک مسابقه یا یک انتخاب بازیکن سنجید. آنچه اهمیت دارد مجموعه تصمیمهایی است که در یک دوره کاری گرفته شده است: نتیجه مسابقات رسمی، کیفیت فوتبال، استفاده از بازیهای تدارکاتی، آمادهسازی نسل بعد و واکنش کادر فنی زمانی که برنامه نخست در زمین جواب نمیدهد.
تیم ملی برخلاف باشگاه، سقوط و صعود ندارد و مسابقات هفتگی هم برای ارزیابی مداوم سرمربی وجود ندارد. به همین دلیل، فدراسیون باید معیارهای روشنی برای ادامه یا پایان همکاری داشته باشد. قرارداد، به خودی خود، معیار فنی نیست؛ عملکرد و اهداف تعیینشده برای تیم ملی باید مبنای ارزیابی قرار بگیرد.
برای تغییر سرمربی نیز نیازی به شکست ششگله یا یک حذف فاجعهبار نیست. اگر ارزیابی عملکرد تا زمان رسیدن به چنین نقطهای عقب بیفتد، فرصت اصلاح از دست رفته است.
قلعهنویی گذشته پرافتخاری در فوتبال ایران دارد و این سابقه قابل حذف نیست. اما تصمیم درباره نیمکت امروز تیم ملی باید با کارنامه امروز گرفته شود.
جام ملتهای آسیا و چرخه بعدی جام جهانی، دوره تازهای برای فوتبال ملی ایران خواهد بود. تیم ملی در این دوره به نتیجه، کیفیت بهتر فوتبال و پشتوانهای تازه نیاز دارد. ادامه همکاری با سرمربی نیز باید با همین نیازها سنجیده شود؛ بر پایه آنچه در زمین اتفاق افتاده، نه آنچه سالها پیش به دست آمده است.



نظرات
0