
اسدالله سالاری / روزنامهنگار
وقتی وارد سالن شدم، بازی فینال یک بر یک بود. چند دور دور سالن چرخیدم و دنبال کسی از خشت و کنارتخته گشتم؛ مسئول، ورزشکار، تماشاگر یا حتی یکی از بچههای قدیمی ورزش منطقه. کسی نبود.
برای لحظهای شک کردم که شاید سالن را اشتباه آمدهام یا تیمی که دارد فینال بازی میکند، اصلاً نماینده منطقه نیست. از چند نفر پرسیدم و گفتند مسابقه، همان فینال است.
سالن شلوغ بود، اما از خشتی و کنارتختهها خبری نبود. تنها جناب آقای مولایی، یکی از مسئولان هیأت والیبال شهرستان کازرون، از منطقه در سالن حضور داشت.
البته جناب آقای شفیعی به دلیل مشکلی که برایشان پیش آمده بود، نتوانستند در سالن باشند و غیبت ایشان دلیل موجه داشت. بحث درباره دیگر مسئولان است؛ شورای شهر خشت، شورای شهر کنارتخته، بخشداران، مسئولان ورزش و سایر مسئولانی که نامشان در ارتباط با ورزش منطقه مطرح است.
تیمی از منطقه به فینال شهرستان رسیده بود و برای قهرمانی بازی میکرد. چرا هیچکدام از این مجموعهها نمایندهای در سالن نداشتند؟
ماجرا وقتی عجیبتر میشود که بدانیم این تیم برای حضور در مسابقات، حتی لباسش را هم با پول خودش تهیه کرده است. تا جایی که اطلاع داریم، برای این تیم هزینهای از طرف مسئولان منطقه پرداخت نشده و بازیکنان و عوامل تیم از جیب خودشان خرج کردهاند.
با همین امکانات، یک بار نایبقهرمان شدهاند و این بار قهرمان. یعنی در دو دوره، دو بار نام خشت و کنارتخته را در والیبال شهرستان مطرح کردهاند؛ یک بار با نایبقهرمانی و حالا با قهرمانی.
با جناب آقای رضا بهادری، سرپرست تیم، که صحبت کردم، گلایهاش فقط از نبود امکانات و هزینهها نبود. میگفت آقای شفیعی از تیم حمایت کرده، اما از مسئولان خشت و کنارتخته خبری نبوده؛ نه خشت و نه کنارتخته. حتی گلایه داشت که بعضی از مسئولان کنارتخته نمیدانستند تیم کجاست و در چه مسابقهای بازی میکند.
تیمی که لباسش را خودش خریده، هزینه مسابقاتش را خودش داده و تا فینال آمده، دستکم انتظار میرفت روزی که برای قهرمانی بازی میکند، چند نفر از مسئولان منطقه را در سالن کنار خودش ببیند.
بعد از قهرمانی، انتشار پیام تبریک کار سختی نیست. اما اگر قرار است قهرمانی شهدای خشت و کنارتخته تبریک داشته باشد، بد نیست در کنار آن گفته شود چرا در روز فینال، وقتی تیم برای جام بازی میکرد، خبری از مسئولان منطقه نبود.
رسانهها هم سهم خودشان را دارند. البته به معرفت بعضی رسانهها که در طول مسابقات، خبرها و بازیهای این تیم را پوشش دادند و اجازه ندادند مسیر تیم بیخبر بماند؛ دمشان گرم. اما در روز فینال که تیم شهدای خشت و کنارتخته برای قهرمانی بازی میکرد، جای خبرنگار یا رسانهای از منطقه در سالن خالی بود. انتقاد از این بخش هم سر جای خودش؛ چون فینال، مهمترین بخش این مسیر بود و میتوانست فرصتی برای پوشش نزدیکتر و بهتر این اتفاق ورزشی باشد.
شهدای خشت و کنارتخته جام را گرفت؛ با بازیکنانی که برای تیمشان هزینه کردند و بدون اینکه پشت سرشان حمایت قابل توجهی از سوی مسئولان منطقه باشد. این تیم حالا یک نایبقهرمانی و یک قهرمانی دارد و دو بار نام خشت و کنارتخته را در والیبال شهرستان بالا برده است.
حالا حرفهای سرپرست تیم هم شنیدنی است؛ چون او از نزدیک در جریان هزینهها، مشکلات و حمایتهایی بوده که به تیم رسیده یا نرسیده. احتمالاً درباره این مسیر حرفهای بیشتری هم دارد؛ حرفهایی که میتواند تصویر دقیقتری از وضعیت این تیم و حمایت از ورزش منطقه به دست بدهد.



نظرات
0