
پارادوکس مضحک رفتار رئیسجمهور آمریکا آنجا تمامقد رخ مینماید که تاجری عوامفریب دیروز با ادعای حمایت از ملت ایران شعار میداد، اما امروز در نهایت استیصال، شریان حیات مدنی و نیروگاههای همان مردم را هدف میگیرد. این تناقض آشکار، نشان سیطره و قدرت نیست، بلکه نقاب رنگباخته جنایتکارانی است که الفبای سیاست را نمیفهمند.
آقایان در کاخ سفید گمان بردهاند که دکترین امنیت ملی ما و گلوگاه استراتژیک هرمز، با تنظیم کرنومتر ۴۸ ساعته و اولتیماتومهای توییتری باز و بسته میشود. منطق حاکم بر این آبراهه، بر پایه اصل خدشهناپذیر امنیت یکپارچه استوار است؛ متجاوزی که آتش جنگ تمامعیار را به جغرافیای ما تحمیل کرده، نمیتواند متوقع باشد شریان اقتصادش در امنیت کامل بتپد.
تهدید به انهدام زیرساختهای غیرنظامی، وفق اصول بنیادین حقوق بشردوستانه و منشور ملل متحد، مصداق بارز تروریسم دولتی و جنایت جنگی است. رئیسجمهوری که با ادعای واهی آزادی و دلسوزی برای ایرانیان به میدان آمد و اکنون شمشیر تخریب زیرساختها را از نیام توحش کشیده، دچار خطای محاسباتی مهلکی در شناخت این جغرافیای کهن شده است.
ایران مقتدر که ریشه در مجاهدتهای تاریخی دارد، هرگز مرعوب این دیپلماسی مافیایی نخواهد شد. اراده پولادین این ملت و عقلانیت حاکم بر اتاقهای فرماندهی ما، کیفیت و دامنه پاسخ را تعیین میکند. افکار عمومی جهان بدانند؛ اگر دست دشمن به سوی زیرساختهای حیاتی این مرز و بوم دراز شود، سطح اصطکاک به گونهای تصاعدی و کوبنده گسترش خواهد یافت که هیچ نقطه امنی برایشان باقی نخواهد ماند و موجودیت و منافع متجاوز را در منطقه به تلی از خاکستر بدل خواهد کرد. این ملت، تاریخ را با ایستادگی سلحشورانه مینویسد، نه با عربدهکشی.
امروز بر من وظیفه است بانگ برآورم که ای گوشهای شنوا بشنوید و ای نگاههای بینا نظارهگر باشید؛ من همان کهنهسربازی هستم که روزگاری دست تقلب در شناسنامه میبردم تا اجازه رشادت بدهند و در مقابل جهل قد علم کنم، اما امروز دوباره آغوش برای شهادت باز کردهام تا شهد شیرین شهادت را بنوشم. جانم فدای ایران.



نظرات
0