
طاهره جعفریان: لطفاً خودتان را برای مخاطبان ما معرفی کنید و بگویید قصه ورود شما به دنیای نویسندگی از کجا آغاز شد؟
آرش حسینی: آرش حسینی هستم، متولد آبان ۱۳۶۰. تحصیلاتم در رشته کارشناسی فناوری اطلاعات است و در حال حاضر به عنوان کارشناس بیمه فعالیت میکنم. علاقهام به داستاننویسی به دوران نوجوانی بازمیگردد. از همان سالها نوشتن داستانهای کوتاه را برای دل خودم انجام میدادم، اما فعالیت جدی خود را در عرصه نویسندگی از ۳۹ سالگی و با انتشار نخستین داستانم به نام «سایه یک مرد روی دیوار» آغاز کردم. تاکنون سه اثر به چاپ رساندهام؛ نخستین کتابم «سایه یک مرد روی دیوار» در سال ۱۳۹۹ منتشر شد، دومین اثرم «نقاش مرگ» در سال ۱۴۰۳ به چاپ رسید و سومین اثرم نیز با عنوان «قربانیان عمارت» در سال ۱۴۰۴ چاپ و منتشر شد. طاهره جعفریان: آیا زمانی که به این هنر علاقهمند شدید، هدف شما از نویسندگی شهرت بود یا صرفاً به عنوان یک سرگرمی یا بهانهای برای آرامش، شروع به نوشتن کردید؟
آرش حسینی: در ابتدا نه شهرت هدفم بود و نه حتی تصور میکردم روزی نوشتههایم به شکل کتاب منتشر شوند. نوشتن برای من یک نیاز درونی بود؛ راهی برای بیرون آوردن چیزهایی که در ذهنم شکل میگرفتند. اما به مرور متوجه شدم داستاننویسی برای من یک سرگرمی نیست. وقتی داستانی مینویسم، انگار به افکارم زندگی میبخشم. نویسندگی را راهی برای باقی گذاشتن اثری از خودم میدانم. معتقدم انسانها برای مدتی محدود در این دنیا زندگی میکنند و سرانجام باید این دنیا را ترک کنند. آنچه میتواند پس از مرگ باقی بماند، اثری است که انسان در طول زندگی از خود به جا میگذارد؛ اثری که ممکن است بزرگ یا کوچک، خوب یا بد باشد. طاهره جعفریان: بیشتر به کدام ژانر علاقه دارید و آیا تجربه نویسندگی شما غالباً متأثر از فیلمها و داستانهایی است که خواندهاید یا تجربیات، حوادث و قوه تخیل؟
آرش حسینی: بیشتر به داستانهایی با سبک جنایی، رازآلود و ترسناک و با فضایی تاریک و دلهرهآور علاقه دارم. کشش من به این ژانر نیز به دوران کودکی برمیگردد. به یاد دارم هفت یا هشت ساله بودم، عکس فیلمهای ترسناک جمع میکردم و همیشه به خواندن کتاب علاقه داشتم. پدرم کتابخانه کوچکی داشت و من گاهی کتابهای پدرم را از قفسه برمیداشتم و میخواندم. خوب به یاد دارم نخستین کتابهایی که در آن سنین خواندم، رمانی به نام «کرکسها گرسنهاند» و رمان «شاهزاده تاریکی» بود. بعد از آن، در دوران نوجوانی، دوست داشتم داستانها و شخصیتهایی را که در ذهن خودم داشتم روی کاغذ زنده کنم. طاهره جعفریان: اگر انتخاب با شما باشد، کدام کتاب یا نوشته خود را از میان آثارتان گلچین میکنید و چرا؟
آرش حسینی: از میان سه اثر منتشرشده، «نقاش مرگ» جایگاه ویژهای برایم دارد؛ چون این اثر برای من فقط یک داستان نیست، بلکه تجربهای است که بخشی از نگاه من به داستاننویسی را شکل داده است. در این کتاب تلاش کردم خواننده را قدمبهقدم با خودم همراه کنم و در پایان، نتیجه نهایی داستان را به عهده خواننده گذاشتم. شاید به همین دلیل «نقاش مرگ» برای من جایگاه ویژهای دارد. باید اضافه کنم که کتاب «نقاش مرگ» در اسفند ۱۴۰۳ مورد توجه رسانهها قرار گرفت. در تاریخ ۱۱ اسفند ۱۴۰۳، خبرگزاری جمهوری اسلامی «ایرنا» صفحهای را به معرفی و بررسی این کتاب اختصاص داد. همچنین در ۲۶ اسفند همان سال، روزنامه «شرق» نیز ستونی را به معرفی «نقاش مرگ» اختصاص داد. طاهره جعفریان: اگر شرایط به نحوی باشد که هیچ احساس نیازی به درآمد بیشتر نداشته باشید، آیا حاضرید نویسندگی شغل اولتان باشد؟
آرش حسینی: بله، اگر دغدغه مالی وجود نداشته باشد، قطعاً دوست دارم بخش اصلی زندگی حرفهایام را صرف نویسندگی کنم. البته برای من نویسندگی شغل نیست. شغل میتواند وسیلهای برای تأمین زندگی باشد، اما نوشتن برای من بخشی از هویت و علاقه شخصیام است. وقتی داستانی مینویسم، حتی داستانی کوتاه، از اعماق وجودم احساس بسیار خوبی پیدا میکنم. اینکه بتوانم زمان بیشتری برای خلق داستان، مطالعه و پرداختن به ایدههایم داشته باشم، چیزی است که همیشه برایم ارزشمند بوده است. طاهره جعفریان: از تجربیات خود و نوع نگاهتان به هنر و انگیزهها و اهدافی که شما را بیشتر به این مسیر ترغیب میکند، بگویید.
آرش حسینی: من فکر میکنم انسانها برای مدت محدودی در این دنیا زندگی میکنند و در نهایت باید آن را ترک کنند و چیزی که میتواند بعد از آنها باقی بماند، اثری است که در طول زندگی از خودشان به جا میگذارند. این اثر الزاماً نباید بزرگ و مشهود باشد. ممکن است یک سازه یا یک اثر هنری مانند کتاب داستان باشد، یا حتی یک جمله تأثیرگذار که سالها دهانبهدهان میان انسانها بچرخد. انگیزه اصلی من از نوشتن هم همین است؛ دوست دارم اثر و هویتی از خودم به جا بگذارم. برایم مهم نیست این اثر چقدر بزرگ باشد، مهم این است که بعد از رفتنم چیزی از من در این دنیا باقی بماند. البته میدانم راه زیادی دارم و باید تجربیات زیادی در این مسیر کسب کنم. طاهره جعفریان: پیام شما به فردی که در ابتدای مسیر نویسندگی قرار دارد چیست؟
آرش حسینی: برای کسانی که به این هنر علاقه زیادی دارند و دوست دارند نویسنده شوند، باید بگویم چیزی به اسم استعداد نویسندگی وجود ندارد. استعداد واژهای است که در بسیاری موارد بهترین و باذوقترین ذهنها را نابود میکند. برای تبدیل شدن به یک نویسنده، باید ابتدا کتاب زیاد بخوانید. خواندن کتاب به شما کمک شایانی میکند تا سبک نوشتاری خود را انتخاب کنید، همچنین باعث میشود قدرت تخیل شما بیشتر شود و ایده نوشتن خود را پیدا کنید. بعد از آن باید بنویسید؛ تکرار و تکرار از شما یک نویسنده خواهد ساخت. همچنین میتوانید در دورههای نویسندگی یا کلاسهای نویسندگی آنلاین یا حضوری شرکت کنید و از افراد باتجربه در این زمینه کمک بگیرید. شروع هر کاری در ابتدا سخت است، اما در نهایت تداوم و تکرار شما را به هدفتان میرساند. طاهره جعفریان: قلم، مسیر، باران، عشق، همواره، آه و تمام؛ اگر همه این واژهها قرار باشد در یک جمله جای بگیرند، چه میگویید؟
آرش حسینی: «در مسیر باران، عشق را همواره با آه قلم باید نوشت تا تمام شود.» این گفتوگو توسط طاهره جعفریان، سرپرست نویسندگان و شاعران انتشارات بینالمللی حوزه مشق انجام شده است.



نظرات
0