
در سپهر ادبیات معاصر ایران، نام شهناز آلوش همواره با بیش از یکصد اثرِ مکتوب و نگاهی ژرف به جهانِ کلمات گره خورده است. نویسندهای که در دو دهه اخیر با استمرار در خلقِ اندیشه، جایگاهی بیبدیل یافته است، این روزها اما در غمِ فقدانِ یاری دیرین و خواهر هنرمندش، فرخنده، تجربهای متفاوت از سوگواری را روایت میکند. فرخنده، بانویی که واژهها را در سکوت گلدوزی میکرد و بی آنکه مکتب برود، طبیبی برای جانهای خسته بود، اکنون بال گشوده و به دنیایی که خود در ذهن داشت، پرواز کرده است.
شهناز آلوش در هفتمین روزِ این عروجِ ابدی، با احساسی آمیخته به عرفان و دلتنگی، قطعه شعر معراج شاپرک را به خواهرش تقدیم کرد. او در این اثر، پرواز فرخنده را به سماعی بلند تشبیه کرده و گلدوزیهای خواهرش را به ذکرهای عارفانه و پیراهن عرفا مانند دانسته است. این پیوندِ میان هنرِ سوزندوزی خواهر و قلمِ نویسندگی شهناز، نشان از یک پیوندِ عمیقِ روحی دارد که اکنون در قالب کلماتی سوگوارانه، جاودانه میشود.
در بخشی از این ادای احترام، شهناز آلوش با توصیفِ دقیقِ خلوتِ گلدوزی خواهرش، آن را به غار حرایی تشبیه کرده است که سوزنِ فرخنده در آن، سررشتهدارِ وحی و معنا بود. او از خواهرش به عنوان شاپرکی یاد میکند که از بند زمینِ خوار رسته و اکنون در آسمانِ ابدیت، به رقصی جاویدان در نور مشغول است. این نگاهِ شاعرانه، تسلایی است بر اندوهی که این نویسنده گرانقدر در فقدانِ مادربزرگِ قصه های شیرینِ خانواده اش تجربه می کند.
جامعه ادبی و دوستداران قلم، ضمن ابراز همدردی عمیق با شهناز آلوش، یاد و خاطره خواهر هنرمندش را گرامی میدارند. امید است که روحِ فرخنده، آن بانوی بیادعایِ هنر و زیبایی، در جوارِ رحمت الهی آرام گیرد و کلماتِ شهناز آلوش، همچون گلدوزیهای خواهرش، به شاپرکهایی بدل شوند که در حافظه فرهنگی این سرزمین، همواره در حال پرواز و جاودانگی باشند.



نظرات
1خاله جان خدا رحمت کنه حاج خانم رو به شما هم صبر بده در انتظار قلم شیوای شما هستیم امید داریم همواره در اعتلای ادبیات غنی ایران عزیز موفق باشید