
یادداشت | اسدالله سالاری
شنیدن خبر خروج استان هرمزگان از برنامه خاموشیهای برق، باعث خوشحالی است؛ چرا که مردم این استان نیز مانند دیگر مناطق جنوبی کشور سالهاست گرمای طاقتفرسا، رطوبت بالا و شرایط سخت اقلیمی را تحمل میکنند و هر اقدامی برای کاهش مشکلات مردم، اقدامی ارزشمند است.
بدون تردید مردم هرمزگان شایسته این حمایت هستند و هیچ مخالفتی با کاهش مشکلات آنان وجود ندارد؛ اما پرسش اصلی اینجاست که آیا شرایط مشابه در دیگر مناطق جنوبی کشور نیز به همان اندازه مورد توجه قرار گرفته است؟
آیا مسئولان حوزه انرژی از وضعیت دیگر مناطق جنوبی کشور بیاطلاع هستند که پس از اتخاذ تصمیم برای یک استان، تازه موضوع بررسی سایر استانهای دارای شرایط مشابه را مطرح میکنند؟
اگر مبنای این تصمیم، شدت گرما و شرایط خاص اقلیمی است، این معیار نباید به مرزهای استانی یا تقسیمات اداری محدود شود. ملاک تصمیمگیری باید واقعیتهای آبوهوایی و شرایط زندگی مردم باشد. هر منطقهای که همان گرما، همان شرجی و همان سختی را تحمل میکند، باید از همان نگاه و همان حمایت نیز برخوردار شود.
نمونه روشن آن، بخشهای خشت و کنارتخته در جنوبغربی استان فارس است؛ منطقهای که اگرچه در تقسیمات کشوری جزو استان فارس محسوب میشود، اما از نظر اقلیم، همجواری جغرافیایی و شرایط زندگی، پیوندی نزدیک با مناطق گرم استان بوشهر دارد و مردم آن سالهاست همان گرمای سوزان و رطوبت سنگین را تجربه میکنند. بنابراین، انتظار دارند در تصمیمهای مرتبط با مدیریت خاموشی نیز، واقعیتهای اقلیمی ملاک باشد، نه صرفاً مرزهای اداری.
خطه جنوب کشور، از خوزستان تا بوشهر، هرمزگان، سیستانوبلوچستان و جنوبغربی استان فارس، سالهاست با گرمای شدید، شرجی و شرایط سخت اقلیمی مواجه است. بسیاری از مناطق این پهنه وسیع در ماههای گرم سال، هفتهها و حتی ماهها دمای بالای ۴۵ درجه را تجربه میکنند و نام برخی از این مناطق بارها در میان گرمترین نقاط کشور و حتی جهان مطرح شده است.
در این میان، استان بوشهر و جنوبغربی استان فارس، بهویژه بخشهای خشت و کنارتخته، از جمله مناطقی هستند که شرایط سخت گرما را بهصورت روزمره تجربه میکنند. این مناطق در بسیاری از روزهای سال از گرمترین نقاط کشور به شمار میروند و گرما و شرجی در آنها یک موضوع مقطعی نیست، بلکه بخشی از زندگی روزمره مردم است.
این شرایط، موضوع تازهای نیست که نیازمند بررسی دوباره باشد. شرایط اقلیمی این مناطق، پدیدهای پنهان و ناشناخته نیست که نیازمند مطالعات طولانی باشد؛ مردم این مناطق هر ساله این شرایط را با تمام وجود تجربه میکنند و انتظار دارند تصمیمات حوزه انرژی با شناخت دقیقتری از واقعیتهای اقلیمی اتخاذ شود.
در چنین شرایطی، کولر گازی یک وسیله رفاهی یا لوکس نیست؛ بلکه یک نیاز اساسی برای زندگی مردم است. بسیاری از خانوادهها به دلیل شدت گرما ناچار به استفاده همزمان از چند دستگاه کولر هستند و قطع برق فقط خاموش شدن چراغها نیست؛ بلکه سلامت مردم، آرامش خانوادهها و روند عادی زندگی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
از سوی دیگر، قطعیهای مکرر برق خسارتهای مالی سنگینی نیز به مردم وارد میکند. سوختن یخچال، تلویزیون، کولر و دیگر وسایل برقی، با توجه به قیمتهای سرسامآور امروز، هزینهای است که بسیاری از خانوادهها توان جبران سریع آن را ندارند.
یکی دیگر از گلایههای جدی مردم، روند پیگیری خسارت ناشی از سوختگی لوازم برقی است. بسیاری از شهروندان معتقدند پاسخگویی در این زمینه یا بسیار ضعیف است یا روند رسیدگی به درخواستها آنقدر طولانی میشود که مردم از پیگیری خسته میشوند.
مناطقی مانند شهرستانهای دشتی، دشتستان، تنگستان، گناوه و عسلویه در استان بوشهر، بخشهای خشت و کنارتخته در جنوبغربی استان فارس، همچنین آبادان، شوش و بسیاری دیگر از مناطق گرم جنوب کشور که در ماههای گرم سال بارها در زمره گرمترین نقاط کشور قرار میگیرند، همچنان با خاموشیها، خسارت به لوازم برقی و دشواری در پیگیری مطالبات خود دستوپنجه نرم میکنند.
تصمیم برای خروج هرمزگان از برنامه خاموشیها میتواند اقدامی مثبت و قابل دفاع باشد، اما انتظار مردم این است که چنین تصمیمهایی بر پایه یک معیار واحد اتخاذ شود. اگر معیار، شدت گرما و شرایط اقلیمی است، این معیار باید برای همه مناطق دارای شرایط مشابه، بدون توجه به مرزهای استانی و تقسیمات اداری، بهصورت عادلانه اعمال شود.
عدالت زمانی محقق میشود که معیار تصمیمگیری، شرایط واقعی زندگی مردم باشد، نه عنوان استان، شهرستان یا بخش. گرمای طاقتفرسای جنوب، مرزهای اداری را به رسمیت نمیشناسد؛ بنابراین تصمیمهایی که بر پایه همین گرما اتخاذ میشوند نیز باید بر اساس شدت شرایط اقلیمی باشند، نه بر اساس مرزهای جغرافیایی.
امید است وزارت نیرو، ضمن بازنگری در برنامه خاموشیها، شاخصها و معیارهای تصمیمگیری برای خروج مناطق از خاموشی را بهصورت شفاف اعلام کند تا مردم بدانند این تصمیمها بر چه اساسی اتخاذ میشود و همه مناطق دارای شرایط اقلیمی مشابه، از عدالت و حمایت یکسان برخوردار شوند.
مطالبه مردم جنوب روشن است؛ معیار تصمیمگیری باید شدت گرما و شرایط واقعی اقلیمی باشد، نه مرزهای جغرافیایی و اداری. وقتی گرمای جنوب مرز استان نمیشناسد، معیار خروج از خاموشی نیز نباید مرز استان باشد.



نظرات
0