
این اتفاق میتواند از دست دادن ناگهانی عزیزان، یا حتی یک فشار روانی مزمن در محیط کار یا خانه و یا حتی قرار گرفتن در شرایطی مثل شرایط حاضر کشور (جنگ) باشد. تروما عملکرد مغز را تغییر میدهد و این تغییر خودش را در خواب بد، اضطراب مداوم، خشمهای ناگهانی و یا احساس همیشگی (خطر)نشان میدهد.
تروما گاهی اوقات میتواند مستقیماً باعث ایجاد مشکلات روانی شود یا ما را در برابر ایجاد آنها آسیبپذیرتر کند.
ترومای جمعی فقط یک آسیب روانی نیست؛ زخمیست که تمام جامعه را دربر میگیرد و راه مواجهه با آن، خلق معنا در دل بحران است.
این روزها، آنچه ما را حفظ میکند، قطعیت نیست؛ توان تحمل ابهام و ساختن معنای انسانی در دل رنج جمعی است.
واکنشهای اولیه به تروما شامل خستگی، گیجی، غم، اضطراب، بیقراری، بیحسی، گسستگی، برانگیختگی فیزیکی و عاطفهی کمرنگ هستند.
در ترومای جمعی، روابط انسانی میتوانند نقش ترمیمکننده داشته باشند، اگر تبدیل به پناه روانی شوند.
انسان میتواند در هر شرایطی، معنایی پیدا کند؛ حتی در تاریکی، حتی در دل مرگ، ویرانی یا جنگ، توان «انتخاب و خلق و کشف معنا» دارد.
معنا ضرورتاً شادی نیست، گاهی تمرین صبر فعالانه، گاهی سکوت، گاهی ساختن امیدی کوچک، گاهی یک تماس ساده و گرم هم میتواند تجربه ای از معناداری در رنج جمعی مان باشد.
ترومای جمعی میتواند حس انزوا ایجاد کند، اما بهبودی اغلب از طریق ارتباط اتفاق میافتد ما شاید نتوانیم فردا را پیشبینی کنیم، اما میتوانیم امروز تصمیم بگیریم که با چه کسانی حرف بزنیم،با فرزندمان چگونه مهربان باشیم،چگونه از روانمان مراقبت کنیم ، اینها قدرتهایی واقعی هستند.
فعالیت های کوچک امیدبخش می تواند به ما تا حدی آرامش بدهد و احساس عاملیت ما را زنده نگه دارد.(به اندازه کافی استراحت و ورزش کنید)
انکار یا اجتناب فقط زخمها را عمیقتر میکند. شناخت تاثیر آسیبهای جمعی و تایید بار عاطفی آن برای التیام، ضروری است.بهتر است که بجای انکار شرایط آن را بپذیریم و به دنبال راه حلی برای آن باشیم.
اگر احساسات ناراحتکنندهای دارید که از بین نمیروند یا اگر بیش از چهار تا شش هفته است که دچار مشکل هستید، وقت آن است که بخواهید از یک متخصص کمک بگیرید و به آرامش خود کمک کنید.
الهه آباده ای
کارشناس ارشد روانشناسی بالینی
عضو سازمان نظام روانشناسی
ش . پ ۳۲۹۳



نظرات
0