گلچینی از فرهیختگان عرصه اطلاع رسانی بوده که در توسعه آگاهی عمومی ایفای نقش می نمایند
اخبار فوری
آخرین اخبار
دلنوشته‌ای به قلم داود گودرزی (آزاده، ده سال اسارت، 50 درصد جانباز) به بهانه 26مرداد و بازگشت اسرا
بیست‌وششم مرداد؛ سال‌هایی که بازنگشتند
بیست‌وششم مرداد، تنها یک تاریخ در تقویم نیست؛ روز بازگشت مردانی است که سال‌های جوانی خود را پشت دیوارهای بلند اسارت گذراندند؛ مردانی که خورشید را از پشت میله‌ها دیدند و صدای آزادی را از دور شنیدند، اما نگذاشتند تاریکی اردوگاه، چراغ ایمان و امیدشان را خاموش کند. جسمشان در بند بود، اما روحشان هرگز اسیر نشد؛ زیر شکنجه، در گرسنگی، بیماری، محرومیت و تحقیر ایستادند و ثابت کردند می‌توان دست و پا را به زنجیر کشید، اما نمی‌توان اندیشه و ایمان انسان را زندانی کرد. ده سال، فقط ده برگ از تقویم نیست؛ ده سال از جوانی است که دیگر برنمی‌گردد. ده سال یعنی کودکی که روز رفتنت کوچک بود، جوان شده؛ پدر و مادری که چشم‌انتظارت بودند، پیر شده‌اند؛ دوستانت زندگی‌شان را ساخته‌اند و تو، وقتی بازمی‌گردی، باید از جایی آغاز کنی که ده سال پیش در آن متوقف شده‌ای.

بیست‌وششم مرداد، تنها یک تاریخ در تقویم نیست؛ روز بازگشت مردانی است که سال‌های جوانی خود را پشت دیوارهای بلند اسارت گذراندند؛ مردانی که خورشید را از پشت میله‌ها دیدند و صدای آزادی را از دور شنیدند، اما نگذاشتند تاریکی اردوگاه، چراغ ایمان و امیدشان را خاموش کند. جسمشان در بند بود، اما روحشان هرگز اسیر نشد؛ زیر شکنجه، در گرسنگی، بیماری، محرومیت و تحقیر ایستادند و ثابت کردند می‌توان دست و پا را به زنجیر کشید، اما نمی‌توان اندیشه و ایمان انسان را زندانی کرد. 
ده سال، فقط ده برگ از تقویم نیست؛ ده سال از جوانی است که دیگر برنمی‌گردد. ده سال یعنی کودکی که روز رفتنت کوچک بود، جوان شده؛ پدر و مادری که چشم‌انتظارت بودند، پیر شده‌اند؛ دوستانت زندگی‌شان را ساخته‌اند و تو، وقتی بازمی‌گردی، باید از جایی آغاز کنی که ده سال پیش در آن متوقف شده‌ای. 
در بیرون، زمان راه خودش را رفته بود؛ اما ساعت زندگی ما پشت دیوارهای اردوگاه ایستاده بود. 
ما حتی از ساده‌ترین نعمت‌های زندگی محروم بودیم؛ یک لباس گرم برای زمستان، نسیمی خنک در تابستان، غذایی برای جسم خسته، خوابی آرام، خبری از خانه و آغوشی که سال‌ها حسرتش را کشیدیم. نوروز می‌آمد و ما پشت دیوارها می‌ماندیم؛ بهار می‌آمد و سهم ما گاهی فقط خاطره‌ای از بهار بود. لباس‌های وصله‌خورده‌مان، گویی تصویر دل‌هایی بود که زیر فشار سال‌های اسارت، بارها زخمی و دوباره وصله شده بودند. 
گاهی در اسارت، آرزوهای بزرگ کوچک می‌شوند؛ انسان دیگر خانه و ثروت نمی‌خواهد، فقط یک لیوان آب خنک، یک لباس گرم، صدای مادر یا جمله‌ای ساده را آرزو می‌کند: «بیا، چایت سرد شد.» چیزهایی که در آزادی عادی‌اند، آنجا اندازه یک دنیا ارزش داشتند. 
اما درد ما با باز شدن درهای اردوگاه تمام نشد. ما برگشتیم، اما زندگی ده سال جلوتر رفته بود. فرصت‌هایی که می‌توانستیم در آنها درس بخوانیم، کار کنیم، خانواده بسازیم و آینده‌مان را شکل دهیم، گذشته بودند. جوانی رفته بود و زمان، چیزی از آن را به ما پس نداد. ما آزاد شده بودیم، اما ده سال از زندگی‌مان آزاد نشد. 
با این همه، ما طلبکار کسی نیستیم. آزادگان با خدا معامله کردند، نه با دنیا؛ برای نام و مقام نایستادند، برای ایران ایستادند؛ برای خاکی که دوستش داشتند، برای عزت وطن و برای آرمان‌هایی که عطر خون شهیدان را در خود داشت. اگر زمان به عقب برگردد، شاید باز هم همان راه را انتخاب کنیم؛ زیرا آن روزها برای ما معامله نبود، عهد بود. 
امروز شاید بزرگ‌ترین خواسته ما، نه تجلیل است و نه سخنان بزرگ؛ فقط فراموش نشدن است. بیست‌وششم مرداد نباید تنها روز تبریک باشد؛ باید روز به یاد آوردن سال‌هایی باشد که رفتند و هرگز بازنگشتند. 
آزاده‌ای که امروز لبخند می‌زند، شاید پشت آن لبخند، ده سال سکوت داشته باشد؛ پشت موهای سفیدش، جوانی‌ای که زودتر پیر شد؛ و پشت آرامشش، شب‌هایی که در سلول‌های انفرادی به صبح رسیدند. 
و شاید تمام قصه بیست‌وششم مرداد را بتوان در یک جمله خلاصه کرد: 
ما برگشتیم؛ اما آن ده سال هیچ‌گاه برنگشت. 
بیست‌وششم مرداد مبارک باد؛ بر آزادگانی که سال‌های جوانی خود را دادند تا ایران بماند؛ بر خانواده‌هایی که سال‌ها با جای خالی آنان زندگی کردند؛ و با ادای احترام به شهیدانی که جان خویش را فدای این خاک کردند تا ایران بماند، پرچم بماند و نام وطن در تاریخ سربلند بماند. آنان بازنگشتند، اما یادشان در حافظه این سرزمین ماندگار شد؛ و چه زیباست که بدانیم بعضی مردان به خانه بازمی‌گردند و بعضی دیگر، خود خانه‌ای برای جاودانگی نام ایران می‌شوند. داود گودرزی

شناسه خبر : 27794
تاریخ : 1405/5/26 16:26:14
لینک خبر :  https://daryaaknar.ir/sl/GBpWOd
نویسنده خبر :
X

🔶نرگس جودکی
🔹کارشناسی حقوق
 🔹نویسنده
🔹کسب مقام دوم فراخوان توتم و
داستان برگزیده فراخوان نامه گشوده و در حال چاپ در مجموعه مشترک 
🔹برگزیده دوره اول جشنواره مانا وفراخوان ذکر خیر 
🔹برگزیده پنج مرحله فراخوان مجله موفقیت وکسب مقام اول وچاپ هر پنج داستانک در مجله موفقیت
🔹کسب مقام در جشنواره یوسف
🔹کسب مقام اول داستان انقلابی استان البرز
🔹کسب مقام دوم در جشنواره ملی ملک الموت
🔹کسب مقام دوم در جشنواره ملی تحریر خیال
🔹کسب مقام اول در جشنواره ملی ذهن زرین
🔹کسب مقام دوم در جشنواره دلنوشته ای به سردار استان البرز واستان مرکزی و رادیو جوان
🔹عضو انجمن ادبی وهیت مدیره عصر جدید هشتگرد
🔹عضو انجمن ادبی سیمرغ و انجمن ادبی البرز
🔹کسب مقام دوم روایت عاشورایی از نهاد کتابخانه ها
🔹کسب مقام در چند نقد داستان کوتاه ودو کتاب ستاره ها می میرند و شهید مسیحی

 
 
برچسب ها #بازگشت اسرا #داود گودرزی #دریاکنار #آزاده #جانباز

اخبار مرتبط

نظرات

0
دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد. پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد. پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.